۲۴- غذاهای لری

 چزنک رغو- چنگال(با دست خوردن)

همانطوری که از اسم ان پیداست شامل چزنک (نان فطیر )و رغو (روغن البته حیوانی و محلی)است .طرز تهیه آن نیز بدین صورت است که ابتدا خمیری آبکی و نرم بدون خمیر ترش تهیه می کنند و ان را با چنگ روی تاوه داغ می ریزند و با انگشتان پهن می کنند (مثل نان ساجی) .بعد از پشت و رو کردن نان خوشمزه و فطیری بنام چزنک آماده می شود که ان را بلافاصله قبل از سرد شدن در ظرفی قرار می دهند و چند قاشق روغن محلی روی ان می ریزند و با خاکه قند (یا شیره) خوب مخلوط کرده و چنگ می زنند. این غذای دس دس برخی اوقات در بین عشایر و غیر عشایر به نشانه احترام به مهمان از راه رسیده برای وی تهیه می شود

سغدو

مواد لازم:سیرابی گوسفند- برنج -آلو خشک (یا بخارا) - روغن و آب و ادویه

طرز تهیه : برنج به اندازه لازم را با آب و روغن می خسیانیم و با مواد دیگری چون آلو خشک یا بخارا خیس خورده مخلوط کرده و داخل سیرابی  تمیز شده (شکمبه گوسفند یا گاو) ریخته و با نخ و سوزن ان را می دوزیم .

بعد این مجموعه را که سغدو نامیده می شود داخل پاتیل (دیگ ) که قبلا با آب و روغن آماده شده است قرار داده و روی آتش  می گذاریم تا خوب پخته شود و مانند پلو دم بکشد.

بعد از اماده شده و پختن سغدو را برای مصرف داخل یک مجمه (سینی بزرگ) گذاشته و سر سفره می آوریم تا هر کس به اندازه لازم از ان با چاقو ببرد.

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۲۳- بازی های لری

۱- آتش بیار

بازی است برای ۵ تا ۱۰ نفر که در  آن ابتدا یک نفر به عنوان هالو (اوستا) انتخاب شده و او شاگرد خود را از بین بقیه انتخاب می کند . شاگرد باید ژس از انتخاب شدن سعی کند خود را به هالو برساند و بقیه هم باید مانع از رسیدن شاگرد به هالو شوند. در این هنگام شاگرد سعی می کند خود را به هالو برساند و بقیه هم تلاش می کنند تا او را بزنند و مانع رسیدن او به هالو شوند. اگر دست بقیه به شاگرد رسید او بایستی با یک پا و لی لی کنان خود را به هالو رسانده و در عین حال به بقیه هم حمله نماید . در این موقع هالو باید تلاش کند تا یک نفر از افراد بازی را بزند .اگر هالو موفق به این کار شد ان فرد دستگیر شده بایستی کار او را ادامه دهد و چنانچه ضمن حمله پای دیگر او به زمین خورد . بازی را باخته است . در این موقع شاگرد باید حمله کند .اگر او توانست کسی را بگیرد خود و هالو را نجات داده است در غیر این صورت هر دو بازنده هستند.

۲- آسمو چه رنگه

بازی دو نفره کودکان است که در آن دو کودک پشت به یگدیگر دستها را از بین همدیگر رد کرده و قلاب می نمایند .به نوبت نفر اول دومی را بر پشت خود بلند کرده و می پرسد : آسمو چه رنگه؟

نفر دوم که بر پشت نفر اول و رو به اسمان قرار دارد پاسخ می دهد : سوز و سرخ و هفت رنگه.  این عمل بین دو بازیکن به تناوب تکرار می شود.

۳- اکل مکل کلوله (اتل متل توتوله)

چند نفر از بازیکنان پاهای خود را دراز کده و بعد یکی از آنها قصه ای منظوم بدین ترتیب می خواند:

اکل مکل کلوله . گاو حسن ملوله. نه شیر داره نه پسو. شیرش بردم سی مسو .مسو گیا دومه.گیا بردم سی بزو. بزو پشکل د و منه. پشکل بردم سی تنیر. تنیر گرده دومه . گرده بردم سی ملا. ملا کاغذ دومه. کاغذ بردم سی خدا . ای خدا خدا . هونت ها کجا. سر تخت مصطفی. اوچه  که  رتم دییم. کاوه کالی بسته . بی چزه چزه دمه بی.

۴- الکو (الک دولک)

بازی بین ۲ تا ۶ نفر با استفاده از دو قطعه چوب (۸۰ و ۳۰ سانتی متری)انجام می شود چوب کوچکتر را که چوال نامیده  می شود روی دو  قطعه سنگ یا آجر می گذارند. بعد با چوب بلند تر چوال را بهوا پرتاب کرده و سعی می کنند ضربه ای هم به ان بزنند .اگر افراد دیگر توانستند خود را به چوال برسانند و  قبل از رسیدن آن به زمین روی هوا چوال را بگیرند بازی را برده و اگر فقط دست به آن بخورد فقط نفر بازی کننده باخته محسوب می شود .در صورتی که هیچکدام از این موارد پیش نیاید چوب الک را بطرف محل بازی که دالگه نامیده می شود پرتاب می کنند . اگر به چوب دولک خورد باخته اند .

۵- بازی پم پری پمه

دختران جوان لر در محیط خانه یا صحرا دستها را از دوطرف روی شانه های دوستان خود قرار میدهند و چند نفری بطور منظم و هماهنگ قدم برداشته و ترانه زیر را با صدای خوش و بلند با هم می خوانند:

پم پری پمه    یکی زینه شایه    بمارکش نوایه   علی رته و ویشه   آورده تل و تیشه    حسویرم ناله کرده

آو د پیاله کرده   شمشیر حواله کرده   بن شمشیر برسه    مرواریا تیچسه    بی کشکله جمش کو

بکش د جیو کاکا   کاکا برد و فروختش    دشی نیا د مشتش   

در لرستان خبرکردن افراد برای بازی و یارگیری در ابتدای هر بازی روش خاصی دارد و رئیس هر دسته به نوبت ونسبت به قدرت جسمانی و چابکی افراد بازیکنان خود را انتخاب می کند

۶- بازی برد چق چق

بازی بین دو دسته ۴ الی ۸ نفری انجام می شود .به قید قرعه افراد یک دسته افراد دسته دیگر را بدوش می گیرند و دایره وار می ایستند. در میان دایره دو تکه سنگ روی زمین می گذارند و  افرادی که روی دوش بقیه هستند چشم های نفراتی را که سوار هستند با دست می گیرند . در این موقع هالو (اوستا) دسته سوار با اشاره چشم به یکی از یاران خود فرمان می دهد تا ضمن پیاده شدن از دوش رقیب دو تکه سنگ وسط دایره را بهم بکوبد و به جای خود برگردد.سپس از دوش دسته مخالف پیاده می شوند و هالو از هالوی دسته دیگر می خواهد  تا کوبنده دوسنگ را معرفی نماید.اگر موفق به حدس درست شوند بازی را برده اند و در غیر این صورت دوباره باید به دسته اول کولی داده و بازی تکرار شود.

برد: سنگ            چق چق : صدای بهم خوردن سنگ ها

۷- بازی پاتشا و وزیر

وسیله بازی یک قوطی کبریت و تعداد ان می تواند بین ۵ تا ۱۰ نفر باشد. اضلاع مختلف قوطی کبریت را قبل از بازی علامت به ترتیب زیر می گذارند.

دو طرف گوگردی را یکی علامت شاه و طرف دیگر را برای وزیر علامت می زنند. ضلعی که مارک کارخانه را دارد علامت دزد و پشت ان را بیکاره می گذارند . یک طرف عمودی قوطی کبریت را علامت هفت سال شاه و طرف دیگر را علامت هفت سال وزیر می گذارند.

همه بازیکنان بصورت دایره دور هم روی زمین می نشینند و به ترتیب قوطی کبریت را بهوا پرتاب می کنند . هر چه روی زمین امد سرنوشت فرد پرتاب کننده را تعیین می کند.

قبل از مشخص شدن پادشاه اگر کسی وزیر شد قبول نیست . پس از تعیین شاه و وزیر افراد دیگر کبریت را بنوبت به هوا پرتاب می کنندتا بازی ادامه یابد کسی که دزد شود فورا وزیر او را دستگیر نموده و شاه دستور مجازات دزد را معین می کند

۸- بازی پرو (پرش)

طریقه مسابقه پرش بدین صورت است که اولین بار فاصله سه گام یا یک گام را یک نفر  که رئیس بازی (هالو) است می پرد و بقیه افراد نیز بدنبال آن فاصله را بایستی بپرند و در هر بار یا هر دور هالو فاصله را زیادتر می کند و افراد نیز بایستی حتما آن فاصله را بپرند و اگر نتوانستند بازی را باخته و از دور خارج می شود .نفر بعد از هالو را دماهالو می گویند.

۹- بازی تاق پیل گردله

بازی ای است بین دو دسته ۴ تا ۶ نفره که هر دسته رئیسی دارد که او را هالو می نامند . ابتدا به قید قرعه یک دسته در حالت ایستاده دستها را به گردن هم انداخته و سرها را به هم می گذارند.نفرات مقابل سعی می کنند هالو را گول زده و به گرده (کول) یکی از حریفان بپرند. هالو سعی می کند با پا به آنها ضربه ای بزند.اگر موفق شد و به یکی از آنها با پا ضربه زد دسته داخل برنده اند و جای خود را با حریفان عوض می کنند.

۱۰- بازی تپ تپو(تاپ تاپه خمیر)

چند کودک دایره وار می نشینند و هرکس انگشت سبابه خود را روی زمین و جلو خود می گذارد .یکی از آنها  که اوستا بازی است نام پرندگان را می برد و مثلا می گوید : قلا پر(کلاغ پر) و دست خود را بلند می کند. دیگران نیز از او پیروی می کنند. ناگهان اوستا بجای اسم پرنده نام انسان یا جانوری که قادر به پرواز نیست را می برد و دست خود را بلند می کند. دیگران نباید دست خود را بلند کنند و اگر کسی دست بلند کرد او را تنبیه می نمایند . برای تنبیه او را روی زمین می خوابد و همه افراد دستهای خود را روی دست هم پشت او می گذارند و اوستا می پرسد: تپ تپو .بالا تپو .دس کی بالا دس. فردی که دراز شده است باید حدس بزند دست چی کسی بالای دستهای دیگران است اگر درست نگفت تنبیه آنقدر ادامه می یابد تا او درست بگوید.

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۲۲- اصطلاحات لری

اصطلاح لری

معنی

در فلنگ زیه

در رفتن و شانه از زیر کاری خالی کردن

دس برار

برادر خوانده - رفیق

دس پلماس کرده

در تاریکی دست مالیدن یا کشیدن

دس دسی کرده

در کاری مسامحه کردن تا منظوری عملی شود

دشخار پسن

دشوار پسند

اصطلاح لری

معنی

خی ریزو

خون ریزان- هنگام بنای ساختمان جدید یا ابتدای کاری مهم صاحب کار معمولا گوسفندی را در آن محل قربانی می کند 

خی صل

خون صلح- خون بها کشته شدن فردی از طایفه است که معمولا دختر از آن طایفه یا مبلغی پول بایستی از طرف قاتل به بازماندگان مقتول داده شود

خینی تینی

تشنه بخون- دشمنی زیاد در حدی که کسی بخون دیگری تشنه باشد

دال شونک

بازی بهم زن- کسی که در بازی ایجاد جنجال و تفرقه می کند

دا مرده

مادر مرده- به هندوانه ای که بوته اش آفت زده و خشک شده است نیز گویند

اصطلاح در زبان لری

یعنی

جورسه

اصرار زیاد کردن به کسی تا کاری را انجام یا دعوتی را قبول کند

جمجاق

جمعیت انبوهی که شلوغی و سر وصدا هم دارند

چار چار

۴روز آخر چله بزرگ و۴ روزاول چله کوچک(۷تا۱۴بهمن)

چپ زیه و خوش

به آدمی که لاابالیگری می کند وبی قید وبنداست گفته میشود 

چراغ روشه

سلام وتعارف شب است که وقتی کسی از جلو مغازه عبور می کند می گوید:چراغ روشه  و مغازه دار در جواب پاسخ می دهد:چراغ عمرت روشه

چش دلت روشه

به فامیل افراد از سفر برگشته می گویند"چشم و دلت روشن"

چل سرو

چهل سرود-نوعی فال برای اطلاع از وضعیت سفر کرده است که دیر کرده است.یک نفر دانه تسبیح یا چهل سنگ ریز در دست می گیرد و افرادی که روی زمین نشسته اند هر یک شعری می خوانند ویک دانه از تسبیح یا تکه سنگریزه را کنار می گذارند.آخرین بیت شعر که چهلمین بیت سرود است وضعیت فال گیرنده را روشن می کند

چله گپه و کوشکه

چله بزرگ و کوچک-چله بزرگ(۱ دی تا۱۱بهمن) که بنا به داستانهای قدیمی برخی  آن را آمیل گویند و چله کوچک(۱۱ بهمن تا۱ اسفند )که به روایتی آن را مآمیل (پیرزنی فرتوت) می گویند.در آخر زمستان می خوانند : آمیل مرد و مآمیل مرد.دل و کی بکم خش. چوماتی بییرم عالمی بزنم تش (یعنی آمیل مرد و مامیل مرد دل به کی خوش کنم هیزم نیم سوخته ای بردارم و عالمی را آتش زنم) مطابق داستانهای قدیمی با زدن هیزمی مشتعل بر عالم .دنیا گرم می شده و زمستان خاتمه و بهار آغاز می شد.

چینوی

چون چینی ها- به افراد کوتوله و زشت و بعضا سیاه و بد ترکیب اطلاق می شود

چم چاره

درد بی درمان- گاهی در مقام دشنام و نفرین به افراد بکار می رود

اصطلاح لری

معنی

تراش عباس

روز هفتم ماه محرم در قدیم مردان همگی به اصلاح سر وصورت خود می پرداختند و تا بعد از روز عاشورا کسی اصلاح نمی کرد

تال سر

بین دو نفر وقتی صحبت از کسی باشد که نخواهند دیگران او را بشناسند این کلمه را که مستعار است بجای فرد مذکور بکار می برند

تپه د گوش دیه

خود را به کری و کوری زدن

تومارز

بمعنی از "قرار معلوم" است و در زمان تعجب بکار می رود

توپه سه

سقط شدن حیوانات را گویند و گاهی  برای تمسخر انسانی که مرده است نیز بکار می برند

اصطلاح

معنی

آو ازیفه

به قند و چای یا روغن و برنجی گفته می شود که هنگام عروسی علاوه بر شیر بها از داماد گرفته می شود

اول قاهاره

شب یلدا یا اولین شب چله زمستان است که در آن کودکان لر از پشت بام همسایه ریسمانی را که دستمال یا پارچه ای به آن بسته شده است را بطرف پایین آویزان کرده و این شعر را می خوانند:

امشو اول قاهاره - خیر د حونت باواره- نون و پنیر و شیره - کیخا حونت نمیره

سپس صاحب خانه میوه یا شیرینی در دستمال کودکان می گذارند

اوسین کردن

دعا خواندن به چیزی (آجیل مشکل گشا ) برای تبرک را گویند. همچنین هنگامی که فردی را سگ هار گاز گیرد  او را برای دعا خواندن نرد روحانی ای می برند  عمل دعا خواندن و فوت کردن به او را نیز اوسین گویند

آوریت کردن

بعد از سر بریدن مرغ یا پرنده ای انرا لحظاتی چند در آب جوش می گذارند تا پرهای ان راحت تر کنده شود عمل در آب گذاشتن جهت کنده شدن پر ها را آوریت می گویند

اسپنه دونه دونه - هر که چشت بشونه- چشش درا د لونه

اسپند دانه دانه . هر که ترا چشم زند . چشش از حدقه در بیاد

آلشتی

آلشت کردن= عوض کردن

اصطلاحا و به شوخی به کودکانی گفته می شوند که بدلیل لاغری بسیار اورا (جن ها) عوض کرده اند

ماس ماس

مجازات زنان بد کاره در قدیم بوده که در ان سر زن محکوم را با تیغ می تراشیدند و ماست بر سرش ریخته و او را پشت و رو ( صورت زن به طرف دم خر ) سوار الاغ کرده و در شهر می چرخاندند

گال و گوپ

لاف و گزافه گوئی برای بی اثر کردن کار یا سخنی

پیش پش کردن

عمل آدمی که غذا خورده و سیر می باشد و تنها برای احترام و همراهی با دیگران سر سفره می نشیند و دس دسی به غذا می کند

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۲۱- چی نه چی نه (چيستان)

 

چی نه چی نه

ترجمه

جواب

مينيش زمي ميزرينه بولنش ميكي ميزيرنه

ميگذاريدش زمين ناله و زاري ميكند بلندش ميكنيد ناله و زاري ميكند؟

زنگوله

هارش دريا بالاش تش وسطش چو جنگل

پائينش دريا بالايش آتش وسطش چوب جنگل

قليان

قلا رزه سراسر بونه دوازه برج و سيزه منار داره سرش چي تش و دي چي كوفه مار داره

قلعه چفت حلقه اي سر تا سر بام است، دوازده برج و سيزده منار دارد، سرش مانند آتش و دودي مانند كوفه يا صداي مار زنگي دارد

قليان

چی نه چی نه

ترجمه

جواب

اشيشه و مشيشه دو رغوديي شيشه قاطي نموه؟

در شيشه و مثل دو روغن در يك شيشه مخلوط نميشه

ترمغ ( تخم مرغ)

چه حلاليه كه حروم موه؟ چه حروميه كه حلال موه؟

چه حلاليست كه حرام مي شود؟ چه حراميست كه حلال مي شود؟ 

تخم مرغ _ زيرا وقتي تازه باشد حلال است و هر وقت مرغ چند روزي روي آن بخوابد حرام ميشود. و بعد از اينكه به جوجه تبديل شد دوباره حلال مي شود.

چن پوسه سخو ناره كل پوسه؟

چند پوست است استخوان ندارد تمام پوست است؟

پياز

ئی لاش کلک.او لاش کلک مین جاش چرخ و فلک

این طرف سنگ چین ان طرف سنگ چین .وسطش چرخ و فلک

دندانها و زبان

اجر و مجر جری دلاشه

دو دم و چار گوش هش دس و پاشه

دو دم و چهار گوش و هشت دست و پا دارد

جفت گاو اهن برای شخم زنی

آسمو کوشگه برفی ون

آسمان کوچیکه برفی انداخت

الک کردن

چی نه چی نه چی که چی که

ترجمه

جواب

۱- آرد یریه و اسیوو نیه

آرد آماده و آسیاب ندیده

سنجد

۲- چی یی دییم د ئی دش . اره پا و نوژی چش

چیزی دیدم در این دشت .پا مانند اره و چشم چون عدس

ملخ

۳- سوز و سرخ و حنائی . کارد تیزو قصاووئی

سبز و سرخ و حنائی .کارد تیز قصابی

هندوانه

۴-ریش اسبی اغل مغل .دس دجیو و پا در بغل

ریش سفید عجیب و غریب .دست تو جیب و پا در بغل

لاک پشت 

۵- ا سرپ سننی تره .ا شکر شیری تره

از سرب سنگین تر و از شکر شیرین تر است

خواب

۶- اتل دس و اتل پا. کری گوش و دم کوتا

دست و پای عجیب .گوشها مثل کره اسب و دم کوتاه

شتر

۷- چو تراشیه .نجار نی یه

چوب تراشیده نجار ندیده

سنجد

۸- جومه دوخته خیاط نی یه

پیراهن دوخته خیاط ندیده

سنجد

چیستان لکی

ترجمه

جواب

صرافان و ویر صرافان و ویر

عجو لعبتی کفتیه و ویر

نرمه چی مایی ایبیه چی شیر

وری تن جهال قلب بدن پیر

مردم وری تن مپوشن برگی

او برگ تن پوش ها و توو جرگی

ژ شوق خنه ش سفق مخیزو

ژ لوح دیدش نسرین مریزو

هر کس ئی منا و ویر باوروو سه یاقو و نقش آفرین کروو

سخن دانان بیاد آورید و فکر کنید

عجیب لعبتی بیادم افتاده است

چون ماهی نرم و مثل شیر سفید است

ظاهرا جوان و از قلب و درون پیر است

مردم بر تنشان لباس می پوشند

اما تن پوش او عضوی از بدنش است

از شوق خنده اش روشنائی روز بر می خیزد

و از سطح دیدگانش اشک جاری می شود

هر کس معنی و جواب این را بیاد آورد

سید یعقوب به فکر واندیشه اش آفرین می گوید

شمع

شل میره شق ور می گرده

شل  میرود و سفت بر می گردد

نان

طشخه شوشته روفته ماری د مینش حفته

طاقچه شسته و رفته ماری در میانش خفته

دهان و زبان

چی نه چی نه لکی

ترجمه

جواب

صندوقچه سلیمونی- در بسته و بیاونی

صندوقچه سلیمانی در بسته و بیابانی

گنج

نه در داره نه گوشه د مینه دل می جوشه

نه در دارد و نه گوشه از میان دل می جوشد

تخم مرغ

قاعذ پره پره چو کسا د خره

کاغذ ورق ورق در گل کاشته شده

قارچ چتری

نی یی ش و زمی فریویه

گیریش و بالوش گریویه

به زمی می گذاریش آرام می گیرد

بغلش می کنی گریه می کنه

زنجیر

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۱۹- متن ترانه لری سيت بيارم

ترانه سیت بیارم (قسمت آخر)

متن ترانه لری سیت بیارم(۵)

ترجمه

کله شیر بخو بخو ز ایواره تا زو سرو

نوکته طلا بیرم هر دو بالت زعفرو

یه دوماده یه دوماده برق برق کوش پاش

رت بیارید قورچ گلن سر بورید وانهاش

ای هوسیره ای هوسیره تو گوش پروردگار

ای دوما چی کرخوته اسم خرجی هیچ وش نیار

دوما د دم یاره چی اوردی داره میا

بوئیت رت و اناشو همه وا زن و پیا

ای عروس خیلی قشنگه حق داره هه ناز که

دولیره ری گشونش تا چار شوشه واز بکه

سیل بکیتو سیل بکیتو چنی قشنگه عروس

دوما بیخ بالش گرته ها براش و اتوبوس

یه دوما بی یه دوما بی اوما سیل جهاز بکه

هار و پشت پرده دو رکات نماز بکه

ها زنن تال و کمونچه چوبی میرن مرد وزن

اوما افتو وانها شو عروس گل پیرهن

خروس بخوان از غروب تا هنگام صبح

نوکت را طلا بگیرم و هر دوبالت را زعفران

این داماد است که کفش هایش برق می زند

قوچ گله را بیاورید و جلوی پایش قربانی کنید

ای مادر زن.ای پدر زن تورا بخدا قسم می دهم

این داماد همچون پسرشماست بهانه خرج عروسی به او نگیرید

داماد در پی یار همچون یک اردو می تازد

جملگی از زن و مرد به پیشوازش بروید

این عروس خیلی زیباست و حق داره هی ناز کنه

دو لیره رو نماشه تا چادرش رو باز کنه

نگاه کنید عروس چقدر قشنگه

داماد زیر بغلش رو گرفته و اون رو به اتوبوس می بره

این داماده که اومده جهیزیه رو نگاه کنه

می خواد بره پشت پرده و دو رکعت نماز کنه

مرد وزن مشغول نواختن تاروکمانچه اند و چوپی می گیرند

سرگروه رقص به عروس که پیراهنش گل دار است افتاد

سیت بیارم (قسمت چهارم)

متن ترانه سیت بیارم لری(۴)

ترجمه

د دیر سیلت میکم چیت سوزه پرده اته

وگمونه خاطرم تیله تری زنته

ریت والام کو  ری گوشونت مشتمه

نازنکو نیز نکو حاضری سیت داشتمه

دختری د مال هاری اشه بانو نومشه

کلک یاش چی قاو نی مرواری دنونشه

هر چی دارم سی تو دارم تو عزیزکه حونمی

دور خیمه ات گل بکارم تو پونه رازنمی

دوما د کل پینه سر در اورد خان می

هوسیره د بونه حونه لرز وراورد جونمی

ور پردش گاویی کشتم پشت پردش شیشکی

جای دومانه بونیتو سا دار میخکی

کیه پرده کیه پرده شادوما خوش وا زنش

کی بگرده دور پرده ش خوور کلانترش

از دور نگاهت می کنم پرده حجلت سبز رنگ است

بگمانم ساقه نو رسیده ای زن توست

رویت را بسویم بگردان رونمایت در مشت منه

ناز و صدا نکن از قبل آماده کرده بودم

دختری در منزل پایینی اشرف بانو اسمش است

انگشتانش ظریف مثل قاب نی و دندان هایش مروارید است

هر چی دارم برای تو دارم تو عزیزه خانه منی

دور حجلت گل بکارم تو بوته رازانه منی

داماد از گذر پونه سر بیرون آورد ای خان من

مادر شوهر از ته خانه بلرزه در آمد و گفت ای جان من!

جلوی پرده حجله اش گاو و پشت پرده او بره ای کشتم

رختخواب داماد را در سایه درخت میخکی بیاندازید

کی در پرده است؟ شاداماد با همسرش

کی دور پرده بگردد؟ خواهر کلانترش

سیت بیارم (قسمت سوم)

متن ترانه سیت بیارم(۳)

ترجمه

آسیویا که مین قلا جفت جفت بار وش میا

برارم بچه لره سر شوم خواوش میا

گوشواره د گوشش اوفتا هار جا بالا جا

جفت و جورش بکنیتو شادوما خواوش میا

عروس مگریو عروس مگریو ایچه دو چه بیتره

ای هوسیره که تو داری د شکر شیرین تره

خانواده داماد بمسخره پاسخ می دهند

عروس مگریو عروس مگریو ایچه دو چه بیتره

ای هوسیره که تو داری د عجوزه بدتره

سیت بیارم سیت بیارم ز خراسو عینکی

ز خرمووه شال و چوغا ز دزفیل مدرکی

دام بیی خورم بیی تو که بیی نومته

شیشکه گردن گلاوی مرغ چینی شومته

آسیابهای میان قلعه جفت جفت بار گندم می آید

برادرم بچه لر است موقع شام خوابش می آید

گوشواره از گوشش افتاد پایین حجله یا بالای حجله

حجله رو آماده کنید شاداماد خوابش می آید

عروس گریه نکن اینجا از اونجا بهتره

این مادر شوهری که داری از شکر شیرین تره

خانواده داماد بمسخره پاسخ می دهند 

عروس گریه نکن اینجا از اونجا بهتره

این مادر شوهری که داری از عجوزه هم بدتره

برات بیارم برات بیارم از خراسان عینکی

از خرم آباد شال و رودوشی و از دزفول مدرکی

مادر عروس خواهرم عروست که عروس نامت است

 بره گردن گلابی و مرغ چینی شام توست 

سیت بیارم (قسمت دوم)

ترانه  سیت بیارم لری (۲)

ترجمه

پیلی بستم چو چنار شلته انار

شادوما زیه و سرش سر کرده سیصد سوار

شادوما تفنگ و شونش سوار بیه سی شکار

عروسش د مین پرده منه و چش انتظار

سیت بیارم سیت بیارم گوشت آهو یا شکار

شادوما قطار بسته میره و شیش مخار

سیت بیارم سیت بیارم یه هزاری گرده کو

تو بفرما مه بیارم زن خو د لرسو

طاس حنا طاس حنا زم د مینه چو دار چو

بلنگ گرته سر کیچش بازار نو

دادوما خوور دوماکم بگردید ویی حونیا

آو بیار جارو بکیتو عروستو و ناز میا

چیت جاش واکنیتو که عروس داره میا

سر جاشه گل بریزید شادوما د در اوما

اسب کیه اسب کیه رنشه مینه قلا

اسب شادوما زینش پر د طلا

هر چی حواستیم خدا دش وه ایما

تا تزاکه خوم بهتره د غریو بی وفا

پلی از چوب چنار و ترکه انار بستم

شاداماد سرکرده سیصد سواراز روی ان عبور کرده

شاداماد تفنگ به دوش برای شکار سوار شده

عروسش در میان حجله چشم انتظار مانده

برات بیارم گوشت آهو یا شکار گوزن؟

شاداماد قطار را بسته به تیغه بلند کوه و غارها می رود

برات بیارم برات بیارم هزار تا گردو

تو دستور بده تا من زن خوب از لرستان بیارم

طاس حنا بردستم بود به درخت چوب برخورد کرد

درخت چوب آنچنان بلند شد تا سرکوچه های بازار نو

مادر داماد خواهر داماد کم به این خانه ها بگردید

آب بیارید جارو کنید عروستان با ناز می آید

حجله اش را باز منید که عروس دارد میاید

سر جاش گل بریزید شاداماد از در آمد

اسب کیه؟ اسب کیه؟ که در میان قلعه بسته اند

اسب شاداماددست که زینش پر از طلاست

هرچه خواستیم پروردگاذ به ما ارزانی داشت

عموزاده خودم بهتر از غریبه های بی وفاست

سیت بیارم (۱)

متن ترانه سیت بیارم(قسمت اول)

ترجمه

برارم دوهار میا گلی آهو دورشه

کت سوزی کت سوری جر هرده میزرشه

کل زنونه کل زنونه هر کومتو کلتو خوه

همه تو یه دم بویتو ای شادی مارک بوه

کل رنونه کل زنیتو کلتون بولن زنیت

هرکومتو خور دومات کلتون د دل زنیت

هه برارم هه برارم چی ندارم لایقت

زر بده دسمال بسونم خوم بوازم دواتت

کر دخوم دختر د خوم هردوشو ملوس ملوس

یکشو دونه اناره یکشو چی آونوس

اناران مشکنیتو ایما انار حریم

سوز کیآونه زین کنیتو ایمانیش عروس بریم

رمو دیره رمو دیر ناهمار

د بالا کور دوما همه مو هیله سوار

برادرم از پایین میاد دسته ای آهو دورش را گرفته اند

پارچه سبزی و قرمزی را در عمامه اش گره زده است

هلهله زنانه هلهله زنان هرکدامتون هلهله تان خوب است

همگی با هم بگویید این شادمانی مبارک باشد

هلهله زنان هلهله تان را بلند بزنید

هر کدامتان خواهر دامادید هلهله یتان را از دل بزنید

ای برادرم ای برادرم چیزی ندارم که لایقت باشد

زر بده دستمال بخرم تا خودم در عروسیت پایکوبی کنم

پسر ودختر هر دو ار آن من و هر دوشان ناز و ملوس

یکی از انها دانه انار است و یکی چوب آبنوس

این انارها را نشکنید ما کی انار خوریم؟

اسب سبزه کبود رازین کنید میخواهیم عروس را با خود ببریم

راهمان دور است راهی دور و ناهموار

همه مان به اتکا این پسرسوار براسبان خرمایی رنگیم

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۱۸- بازی های لری (دال پلو)

۱- بازی دال پلو

دراين بازي چند نفر به دو دسته تقسيم مي شوند كه معمولا دو دسته سه نفري يا بيشتر مي باشند. هر دسته بفاصله 10 الي 20 متر دورتر از يكديگر و روبروي هم قرار مي گيرند.

هر دسته در جايي كه ايستاده اند سه عدد سنگ بعنوان هدف كه هر يك تقريبا بطول 25 و بعرض 15 سانتي متر مي باشد طوري در محل خود (روبروي دسته مقابل) پشت سر هم قرار مي دهند كه فاصله سنگها يك متر باشد و اين سنگها را بصورت عمودي در يك خط مستقيم در زمين فرو ميكنند كه راست بايستد. بنابراين اكنون هر دسته سه عدد سنگ خود را كه به آن "دال" (dal) يا هدف ميگويند، در كنار خود و روبروي سه دال dal)) دسته مقابل قرار داده اند كه حدودا بفاصله 10 الي 20 متر دورتر از آنها و روبرويشان ايستاده اند.

حال هر دسته كه زودتر دال ها (هدفها) را در زمين فرو كرده باشند براي اينكه دسته مقابل را با خبر كرده باشند، تا شروع بازي را نصيب خود كنند ميگويند:

"دال ادسم گايل بستم" dal _ e _ dasem gayel bastem   يعني (هدف در دستم گاوها را بستم).

اكنون دسته اي كه بازي را شروع ميكند ميبايست هر نفر يك سنگ كه به وزن و اندازه توانايي جسمي او مي باشد به طرف دال هاي دسته مقابل پرتاب نمايد. البته اندازه سنگي را كه به طرف دال ها پرتاب مي كنند اختياري است اما معمولا " اين سنگها را  به اندازه دو مشت و به شكل كروي يا بيضي انتخاب كرده بسوي هدفها پرتاب مي نمايند.

بعضي مواقع ممكن است يكي از دسته ها يكنفر كم داشته باشند، كه در اين صورت دسته مذكور حق دارد يك سنگ اضافه پرتاب نمايد. درهر صورت دسته اي كه افرادش سنگها را پرتاب كرده باشند كنار مي كشند تا افراد دسته مقابل بطرف دال هاي آنان سنگ پرتاب نمايند.

هر دسته اگر يكدور كامل يا يكدور غير كامل كه شرح داده خواهد شد، هر سه دال دسته مقابل را بياندازد، برنده بازي خواهد شد.

يكدور كامل بنا بر قرار داد اوليه معمولا" شامل پنج "مره" marra  (پنج دور بازي) كه يك دور كامل است، ميباشد و به اينصورت است كه:

اگر دسته اي بتواند با پرتاب سنگ در يك دور بازي هر سه دال دسته مقابل را بياندازد و دسته مقابل با پرتاب سنگ نتو انسته باشد حتي يك دال از آنها را بياندازد، اين خود يك "مره" (يكدور بازي) حساب ميشود و اگر پنج بار هر سه دال دسته مقابل را به همين صورت بياندازند پنج "مره" محسوب ميگردد كه همان يكدور كامل است و اين دسته برنده بازي است.

حال ممكن است دسته مذكور با دور غير كامل برندۀ اين بازي شوند كه آن عبارت است از 10 "تيل"  til (نيم يا نصف). بنابراين هر مره دو برابر تيل است و برنده شدن در 10 تيل به اينصورت است كه:

اگر دسته اي هر سه دال حريف مقابل را انداخته باشد و حريف مقابل هم يك يا دو دال از سه دال دسته مذكور را بياندازند اين دسته، برنده يك تيل مي باشند. و اگر به همين صورت بازي ادامه پيدا كند بعد از برنده شدن 10 تيل بازي را برده اند.

بيشتر مواقع ممكن است دسته اي با چند مره و چند تيل بازي را ببرد، به اين صورت كه مثلا با 2 مره و 6 تيل، يا 3 مره و 4 تيل، يا 4 مره و 2 تيل بازي را ببرند. در هر صورت اگر يك مره تمام شود جاي دو دسته عوض نمي شود اما اگر يكدور بازي با يك تيل تمام شود هر دو دسته محل خود را با يكديگر عوض ميكنند.

در اين بازي اگر يك نفر از دسته ها با پرتاب سنگ يك دال از حريف مقابل را بياندازد در همان يكدور ميبايست يك سنگ اضافه بعنوان جايزه پرتاب كند. و اگر دو دال از حريف مقابل انداخته باشد در همان دور مي تواند دو سنگ ديگر پرتاب نمايد.

اگر يكنفر از دسته اي به تنهائي و با بردن جايزه پرتاب سنگ هر سه دال حريف مقابل را بياندازد و حتي يك دال از دسته خودش افتاده نباشد، به ياران آن يكنفر ميگويند شما مرده ايد به اين معنا كه در دور بعدي حق نداريد سنگي پرتاب نمائيد. پس در دور بعدي آن يكنفر مقابل دسته حريف قرار مي گيرد و ميبايست در اين دور با پرتاب سنگ و انداختن دال هاي حريف، ياران خود را زنده نمايد كه در اينصورت اگر يكي دو دال را انداخته باشد ياران او هم مي توانند به طرف دال حريف مقابل سنگ پرتاب نمايند. 

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۱۷-- قدم خیر کیست؟

قدم خیر نام زنی از خوانین بالاگریوه از طایفه قلاوند گرمسیر و پرورش یافته کوهستانهای خشک جنوب لرستان و نمونه ای از یک نسل شجاع و در عین حال زیبای لرستان است. در دوران آشفتگی های لرستان مدت مدیدی با قوای دولتی در ستیز بود و بعدا نیز خصیصه قهرمان دوستی و حماسه های پهلوانی الوار نام او را ابدی ساخت. در شعرهای مربوط به قدم خیر شاعر خاطره های دو دختر شجاع علی مردان خان والی را در جنگ های با افاغنه زنده می کند. دلربائی و شجاعت این شیر زن لر همراه با شرر چشمهای خشمگین و سیاه وی > اتشی بر خرمن هستی شاعر زده تا در تمام گفتارش قدم خیر نه زنی مظلوم وقابل ترحم بلکه نماینده ایلی سرکش و طاغی اسکه بخاطر رعایت سنت های دیرین تحسین همگان را بدرقه راه پر خطر خود کرده باشد.

اربوئی و او ارمنی هه هام د قولت           مردمه سی چتراکه مین تولت

(اگر تو ارمنی هم شوی من بر سر قول و قرار خود هستم . من برای موهای ریخته بر پیشانیت جان می دهم)

نوونم تو قدمی یا گو طلائی          و خمار سیلم نکو تش دم نیائی

(نمی دانم تو قدم خیری یا گوی طلا هستی. با خماری نگاهم نکن که اتش در دلم افکنده ای)

کولای سیت بونم دو بلگ پینه        چیشات د نازکی افتو نینه

(سایبانی از برگهای پونه برات درست کنم. تا چشمان نازکت را افتاب اذیت نکند)

قدم خیر قدم زنه د مین میشو         کلک و پشم بر میکنه و قوم و خیشو

(قدم خیر در بین میش ها قدم میزند. پشم و کرک بین قوم و فامیل تقسیم میکند)

نه دسم وت می رسه نه چو گلاکم         چی انارکه گل دار مه سیت هلاکم

(نه دستم بهت می رسد و نه چوب دستی ام . مانند انار روی درخت من هلاک تو هستم )

قدم خیر دو هار میا میلش و جنگه         آلمانی دو پیچ سوهش پر د شنگه

(قدم خیر از پایین امده و میل به جنگ دارد. در پیچ گلبند سر ندش پر از فشنگ های آلمانی است)

قدم خیر کش مخمل چتر حنایی          مرمه سی سوه کت تش دم نیائی

(قدم خیر کفش مخملی که چتر موهایت را حنا گرفته ای. من برای سربند زیبایت آتش گرفتم و مردم)

قدم خیر قدم زنه دمین گلالو        سر زینش برف گرت سوه اش دربارو

(قدم خیر در میان رودخانه قدم میزند. سرزینش را برف و جلوس سربندش را باران فراوان گرفته است)

قدم خیر قسم حرده افتوه نینه          د مردنکه بوه خون چل گیس برینه

(قدم خیر قسم خورده افتاب را نبیند و در مرگ بابا خان چهل گیس ببرد--چل گیس بریدن: در ایام قدیم زنان عشایر رسم داشتند که در مرگ عزیزان خود گیسوانشان را می بریدند . مراسم گیس بریدن در لرستان به پل برو معروف است و زنان مصیبت دیده گیس بریده را پل بروسه (گیس بریده )می گویند .درمقام دشنام و نفرین نیز این لقب را به زنان می دهند.) 

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۱۶- اصطلاحات لری

اصطلاح لری

ترجمه

دغ دار

کسی که از کاری عصبانی است و در همان حال اقدام

به پاسخگویی و نشان دادن عکس العملی می کند

دکل

به افراد بلند قد و بی قواره و بیکار گفته می شود

دکو هرده

لرزیدن در اثر سرما یا ترس را گویند

د گرد هیشته

کسی را بجائی یا کاری راه دادن

دما دماکی رتن

پشت پشت و از عقب راه رفتن

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۱۳- چيستان های لری

چی نه چی نه   چی که چی که

چی نه چی نه

            ترجمه                                  

  جواب         

۱- ریش اسبی بازی ار سر مازی سما ماو وازی

پیر مرد ریش سفیدی.بر روی یک بلندی .میرقصد.

تگرگ

۲- سنن سر سنن.دو لیل تفنن دونوجووتخت رو گله چرو.

سنگ سر سنگ .دو لوله تفنگ. دو نوجوان.تخت روان.گله چران

دندان ها بینی چشم ها پیشانی و موی سر

۳- سیه چو ذغال. اسبی چو شیر. حله چو گمو.خدننه چو تیر

مثل ذغال سیاهه. سفیده مثله شیر. چون کمان کجه .مثل تیر خدنگ است

چشم  و ابرو 

۴- د می سرخ و قیامت.د در تن و علامت.تر میره حوشگ در میا

از داخل سرخ و قیامت.از بیرون تنگ و علامت. تر می رود و خشک در می آید

تنور و نان 

۵- د حکم خدا و زور بنه. شیر و کول شیر موغلی بنه

از حکم خدا و با زور بنده.شیر بر گردن شیر به طرز خاصی بسته شده است

سنگ های آسیاب 

۶-حونه پاتشا.بی درز و بی دوز

خونه پادشاه .بدون  درز و دوخت

 تخم مرغ

۷- چل تاق چل نیم تاق چل دروازه در و تاق

چهل طاق چهل نیم طاق چهل دروازه گشوده و باز

شاوواک (توری برای حمل کاه)

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۱۲- چی نه چی نه (چیستان)

 

چی نه چی نه

ترجمه

جواب

دشتي طلا مينش نقره

دشتي طلا داخلش نقره؟

شلتوك (برنجي كه درداخل پوستهاي زرد و طلائي رنگ ميباشد)

برزي اوما مرز و مرزجا سوز و سرخ و كييو ديه نشو

بذري آمد كشتزار و جاي كشتزار سبز و سرخ و كبود داده نشان؟

ذرت كه داراي برگ سبز و پشمهاي سرخ رنگ است

چي دارم چينكي پره پره كتاوكي

چيزي دارم چيزانكي پره پره كتابكي؟

قارچ

مي ره بالا بار داره ميا و هار كار داره

مي رود بالا بار دارد مي آيد پائين كار دارد؟

قاشق

دايره گردله شين شا بچو رمو تماشا

دايره مدور نشست شاه _ يا جشن شاه _ بچه ها برويم تماشا؟  

ساز و دهل

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ۳:۱٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۱۱- غذای لری شومی کوو

 

شومی کوو (شامی کباب)

مواد لازم: سیب زمینی- گوشت چرخ کرده- مغز گردو- سبزی معطر(ترخون +مرزه + جعفری )تخم مرغ - رب انار - آرد - روغن و نمک و ادویه و آب و پیاز به مقدار لازم

طرز تهیه شومی کوو برای ۴ نفر: شومی کوو لری شامل دو قسمت شامی و محلولی از مواد مختلف است .

برای تهیه شامی ابتدا ۴ عدد سیب زمینی نپخته را پوست گرفته و آنها را رنده می کنیم سپس ۲۵۰ گرم گوشت چرخ کرده را به همراه ۲ عدد تخم مرغ و یک قاشق آرد مخلوط می کنیم . شش عدد مغز گردو کامل را آسیاب گرده و آنها را (دو قاشق غذا خوری) با نمک و سبزی و ادویه به مخلوط خمیر اول خود اضافه نموده تا بشکل مایه کتلت در آید . از خمیر آماده شده مانند کتلت. قالب به اندازه کف دست درست کرده و آنها را در ماهی تابه با روغن سرخ می کنیم .

برای تهیه محلول شومی کوو نیز ابتدا یک عدد پیاز متوسط را بصورت خلال در روغن سرخ کرده یک قاشق آرد و دو قاشق غذا خوری از مغز گردوی آسیاب شده به پیاز افزوده و با آن تفت می دهیم. سپس سه قاشق غذا خوری رب انار و دو لیوان آب به این محلول اضافه کرده آنها را خوب به هم می زنیم.

شومی کبابی را که سرخ کرده ایم داخل محلول حاضر نموده و بمدت ۳۰ الی ۴۵ دقیقه آن را در حرارت ملایم می پزیم تا آب شومی کباب کاملا غلیظ شود.

غذای شومی کوو شما آماده است  روش سرو آن در لرستان بدین صورت است که معمولا نان را در محلول غلیظ شده شومی کوو تلیت می کنند و شومی کوو را نیز مانند کتلت تزیین و با نان میل می کنند.

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۱۰- متن ترانه شير دوشی لری

متن ترانه شیر دوشی

ترجمه

گاوو هیلکم دیاریه

بن پسونش مرواریه

گژک کیو د گردنش

چرنگه کش هماریه

خوم دوشمت خوم پوشمت

شیرته وم به نفروشمت

گاوو هیلکم و خیر اوما

تیچه بیاریت شیر بالا

جونم بیا گوسال سیا

شیر ته وم به رو و چرا

خوم دوشمت خوم پوشمت

کم چی بکی فروشمت

گاو طلائیم نشانه دار است

بیخ پستانش مروارید است

مهره کبود در گردنش

چراگاهش هموار است

خودم می دوشمت خودم می پوشمت

شیرت را بده نمی فروشمت

گاو طلائی بخیر آمد

دیگ بیاورید شیر فراوان است

جانم بیا گوساله سیاه

شیرت را بده و برو بچرا

خودم می دوشمت خودم می پوشمت

کم شیر بدهی می فروشمت

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۹- ضرب المثل های لری

ضرب المثل لری

ترجمه

کنایه

باره تایی نحرسه داره

چیزی طلب کار است

بی حیا

باغبو تا پاسا نکه ثمر نمینه

باغبان تا نگهداری نکند میوه نمی چیند

اجر

بووه بی برار عاموزا بسیار

پدر بی برادر عموزاده بسیار

سو استفاده 

بره کس د کله کس نمیسه

بره کسی توی کلبه دیگری نمی ماند

اصل و نصب

بز بی پاشتو

بز بی خیر و برکت

بی خیر

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ۳:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۸- متن ترانه لری کوش طلا

ترانه کوش طلا (کفش طلا)

متن ترانه کوش طلا

ترجمه

کش طلا یخه برگردو

کش طلا کردیم سرگردو

امسال هف ساله  د دومت گشتم

نه رنگت دییم نه طومت چشتم

کش طلا چی انار

کش طلا سوزه نمک دار

سیل کو عروسی یه ما طول کشی

دیونم کردی چی آهو وحشی

امرو چن روزه مه سرگدونم

چی آهو وحشی د بیابونم

کفش طلا که یقه برگردان داری

کفش طلا تو من را سرگردان کردی

امسال هفت سال است که بدنبال تو می گردم

نه رنگت را دیدم ونه مزه ات را چشیدم

کفش طلا همچون انار است

کفش طلا سبزه گون و نمک دار است

نگاه کن عروسی کفش طلا یک ماه طول کشید

مرا همچون آهوی وحشی دیوان خود کرده ای

امروز چند روز است که سر گردانم

 همچو آهوی وحشی در بیابانم

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۷- اصطلاحات لری

اصطلاح لري

معني

دم پيك دهان تهي- كسيكه دنداني در دهن ندارد
دم  دمو دهن خورده- پس مانده غذا و يا آشاميدني
دم قپالي كردن اداي حرف زدن كسي را بمسخره در آوردن
دوم گرته دم گرفته- خودنمايي كردن
دو ريش به حشره آخوندك گفته مي شود
دو صو پس فردا
ديك تال شروع كردن صحبتي كه به مشاجره مي انجامد
  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۶- متن ترانه بالا برزان

متن ترانه بالا برز

دختران بلند قد و خوش قد وقامت را در لرستان اصطلاحا " بالا برز " می نامند.در عین حال برخی خانواده ها نیز نام دخترشان را بالا برز می گذارند.ترانه بالا برز در لرستان در مقام "سه پا" اجرا می شود و متن آن به شرح ذیل است: 

متن لری ترانه بالا برز

ترجمه

اره بالا برز شاه بالا برزان

هر صو هاینه هول هلهله و لرزان

اره حال چتر کول سایت سنگینه

مل چی قله بط کموتر سینه

کاشکی گلونی دور ملت بام

سیقه قشنگی آهو دلت بام

حیرون شقه پا و کوشت بام

او زرده خنه د حوشت بام

تیر بچو ا چم گلاره بدبو

کی دیه همسا و همسا نچو

اگر مه مردم بیگانه تا خویش

دس دوس بگرن گونا نکی ریش

هلهله و بان یال و یاقوته

طلا اره مل نقره اره کوته

یا همسا بیام یا مه ری ورت

یا گلی بیام و قه سرونت

ار نسینته چای له دسم

اسکه بسینه بزرگ کل کسم

خوشال و مهتا وخوش و حالتو

سوزه بالا برز ها د مالتو

اره بالا برز شاه بالا برزان

هر صو ها ینه هول هلهله و لرزان

سرون قاو قاو آویی یه رنگه

چویلت پر سرومه اسفنگه

دیته بیچ کله ری نخته نخته

تو آگر و دس مه دمین سخته

ای بلند بالا ای شاه خوش قامتان

هر صبح در فکر هلهله و لرزانیدن خودی

ای خاله مو چتری کوتاه که سایه ات سنگینه

گردنت مثله مرغابی و سینه ات چون کبوتره

ای کاش دستمال دور گردنت بشم

فدای زیبائی دل آهو وشت بشم

حیران صدای پای کفشهایت بشم

آن لبخندی که جلوی خونه ات بمن زدی

تیر بچشمی خورد که چشمانش بد باشد

کی دیده که همسایه سراغ همسایه نره

اگر من مردم .از بیگانه تا آشنا

دست یارم را بگیرید تا گونه اش را زخم نکند

یال و یاقوت را به سر وسینه آویخته ای

طلا هم بگردنته پس نقره برای کجاست

کاش یا همسایه ات بودم یا می امدم کنارت

یا گلی بر گوشه سربندت بودم

اگر چای آن وقت از دستم نگرفتی

الان بگیر ای بزرگ و همه کسم

خوشا به حال شما که

سبزه بالا بلند در منزلتان است

ای بالا بلند ای شاه زیبا قامتان

هر صبح در فکر هلهله و لرزشی

سربندت رنگارنگ و یک دست آبی است

چشمات پر از سرمه اسفنگی است

دختر کوچولو که صورت نقطه نقطه داری

تو آتش در دست و من از درون سوخته ام

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۵- ضرب المثل های لری

 

ضرب المثل لری

ترجمه

کنایه

پیل بنی وری سنگ موه و آو

پول را روی سنگ بزاری آب میشه

قدرت پول

پشخه خوش هیچ نی دل شونکش گنه

پشه خوش چیزی نیست حال آدم رو بهم می زنه

قابل نبودن 

پشت وا دیر میره پی وا نزیک

فامیلی اش به دور می ره واصل و نصبش به نزدیک

وصلت دو خانواده

پشت و پشت ماه صفر رویی

بدنبال ماه صفر تو هم بری

نفرین

پشت پشت پدره مادر رهگذره

اصل و نصب به پدری است مادر رهگذره

اهمیت پدر

په خرگوشه د برف وردار

رد خرگوش را تو برف دنبال کن

روش کار

بینم داری موفته ریش واره کوم لا موه

بینم درختی که می افته رویش به کدام طرف می مونه

امید به آینده

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۴- دستور زبان لری

نکته های مربوط به دستور زبان(گویش) لری

هفت نکته مهم زیر برای شناختن ترکیب کلمات لری کمک خواهد کرد:

۱- حرف "ب" اگر بصورت ساکن بعد از "الف" در کلمات چند حرفی بیاید در لری تبدیل به "واو" می شود:  خواب = خو  ،  آسیاب= آسیو 

۲-کلمات دو حرفی ای که حرف آخرشان "ب" باشد در لری به "واو" مبدل می شوند: شب= شو ، لب= لو، تب= تو،  

۳- غالبا دو حرف "الف و نون" آخرکلمات فارسی در لری تبدیل به یک حرف "واو" می شوند: نان= نو، جان= جو، ران= رو، خان= خو

۴- کلمات فارسی ای که به "الف و میم" ختم می شوند در گویش لری حرف "الف" آنها به "واو" مبدل می شود: شام= شوم، جام= جوم، پیغام= پیغوم

۵- اغلب کلمات فارسی که با حرف"خ" شروع می شوند در لری حرف "خ" آنها به "ح" تبدیل می گردد: خوردن= حردن ، خواسته = حاسه، خانه= حونه

۶-کلمات فارسی ای که اخرشان به سه حرف"انه-الف،نون،ه" ختم شود در لری "الف" انها به "واو" تبدیل می شود تا نشانه ضمه بدون اشباح باشد: دانه= دونه، لانه= لونه، شانه= شونه 

۷- کلماتی که به دو حرف "الف و واو" ختم می شوند در لری "الف" آنها حذف می شود: گاو= گو، ناو= نو

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۳- فال گيری در لرستان

سه فال لرستان

نام فال

نحوه فالگیری

۱- فال پرو

(Parru)

پارچه ای را بافاصله های ۴ تا ۵ سانتیمتر بریده اما از هم

جدا نمی کنند.لابای هر پاره جدا شده قطعه ای چوب گذاشته

و آن را می پیچند.سپس نیت کرده بالای پارچه را گرفته و

بقیه آن را رها می کنند.اگر یکی از پارچه پیچیده ها باز شد

و چوب آن به زمین افتاد فال بد آمده است و در غیر این

 صورت به فال نیک گرفته می شود

۲- فال چووی

(Chuyi)

فالی است که با ۲۱ چوب کبریت گرفته می شود. بدین ترتیب

 که چوب کبریتها را سه مرتبه به هوا پرتاب می کنند هر بار

 دست خود را زیر انها می گیرند.در مرتبه سوم هر مقدار از

چوب کبریت ها که در دست باقی ماند روی زمین با آنها

مربع هایی پشت سر هم درست می کنند.اگر اخرین مربع یک

ضلع کم آورد فال خوب و اگر مربع کامل شد فال بد است.

۳- فال ری زمینی

بر روی زمین یا کاغذ دایره ای رسم کرده و شعاع های

زیادی برای دایره می کشند. شعاع های دایره را بصورت

۹تایی می شمرند اگر آخرین شماره ۹ روی شعاعی که قبلا

در ردیف ۹ بیاید و اصطلاحا دو عدد ۹ روی هم بیافتد فال

بد است و اگرکنار هم آمد فال خوب آمده است.

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۲ - اصطلاحات لری

 

اصطلاح لری

معنی

رافه

دلال و رابطی که اساس ازدواج دو نفر یا پیوند بین دو خانواده را فراهم می کند

رچلک

اصل و دودمان

رشته پشت پا

آش رشته ای که روز سوم سفر فردی می پزند و بین همسایگان تقسیم می کنند

رخت بورو

از مقدمات عروسی است که طی آن چند روز قبل از عروسی از طرف خانواده داماد اقوام و خویشاوندان نزدیک دعوت می شوند تا بخانه عروس رفته و خیاط لباس های عروس را اندازه گرفته و بدوزد

رقات کردن

۱- کنار هم چیدن ۲- ناسزا گفتن به پدر یا مادر مرده کسی هنگام مشاجره

رگ پا سس بییه

به حالت فردی گفته می شود که خبری ناگهانی شنیده و پایش سست و از رفتن بازمانده است

روزه بون جفنه

روزه ایکه ظاهری است و روزه دار پنهانی غذا می خورد

|+| خدام سیت پنجشنبه 25 اسفند1384 |
  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ٢:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۱- متن ترانه لری حالو گنم خره

متن لری حالو گنم خره

ترجمه

دختره او هار میا جومی گنم واشه

و شمار گنما خال دس و پاشه

حالو گنم خره مر گنم گرونه

نرخ بوس دخترو نرخ زعفرونه

یا بشوخی می گویند:

نرخ بوس دخترو نرخ بایمجونه مفتشم گرونه

دختره چش اشکاره ره میکه چی اشکار

یه دسش و آینه خوشه میکه تیمار

چش ونی وم خنسی تا اوفتام د دومت

چی شعله زرد افتاو هه هام لو بونت

دختره از اون پایین میاد کاسه ای از گندم باهاشه

به تعداد گندم ها خال دست و پاشه

دایی گندم خر مگر گندم گرونه؟

نرخ بوس دختران به نرخ زعفرونه

یا بشوخی می گویند:

نرخ بوس دختران نرخ بادمجونه مفتش هم گرونه

دختر چشم شکاری همچو شکار کوهی راه میره

یک دستش به آینه و خودش را آرایش می کنه

نگاهی بمن کردی و خندیدی تا دنبالت افتادم

مانند شعله زرد آفتاب همیشه لب بامت هستم

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۱۵-- ضرب المثل های لری

 

ضرب المثل لری

ترجمه

کنایه

برار گن شمشیر کوله

برادر بد شمشیر کند است

نداشتن فامیل

تاوسو بووه ژار فقیره

تابستان پدر فقرا است

حسن تابستان

برار هومال براره

برادر رقیب برادره

رقابت 

بار حل و منزل نمی رسه

بار کج به منزل نمی رسه

 کار درست

بار سوک د بهشت اومایه

بار سبک از بهشت آمده

پیوسته بودن کار

بز وقتی اجل میرش نون چوپونه موره

بز وقتی مرگش می رسد نان چوپان را می خورد

تقدیر 

بووه گن چه د قورسو چه دلا مردو

بابای بد چه در قبرستان چه در اتاق پذیرائی

بیفایده بودن

ضرب المثل لری

ترجمه

کنایه

بشین سنگی سنگی بختت میا رنگی رنگی

سنگین بنین تا شانست رنگین بیاید

دختران دم بخت

بز د هول جو و قصاو د هول پی

بزازترس جان وقصاب ازطمع گوشت

هر کس بفکر خود بودن

براری مو براری مامله مو بی گنه واری

برادریمان سر جایش معامله مان مثل بیگانه ها

هر چیزی سر جای خودش

بی گوآر و آو نزه

بی گدار به آب نزن

سنجیده عمل کردن

بووه مو د یه مسجد نماز نحنه

بابامون تو یک مسجد نمازنخوانده اند

تفاوت افراد

ضرب المثل

ترجمه

کنایه

اسب خوشه تنیا دوانه

اسب خودش را تنها می دواند

تک روی

اسبش جو نمشکنه

اسبش جو نمی شکند

کم هزینه

ار بختم بکه یاری وا سر کچلم چاری

اگه شانس بیارم با سر کچلم چکار داری

بدشانسی

اوفتو د کوم لا زیه

آفتاب از کدام طرف زده

تعجب

ار تو چلی مه چل و پنجم

اگه تو چهلی من چهل وپنجم

لجاجت

ار سوار پاپیا بحوان برسن ویک

او مل می چمنه ای مل هیز میینه

اگه سوار و پیاده بخواهند بهم برسند

اون سرش رو می اندازه و این سرش رو بلند می کنه

همکاری

ار هوسه  د  بسه

اگه هوسه دیگه بسه

میانه روی

ارحیله ای نی د کار

دومه چی میکه د مرغزار

اگه حیله ای در کار نیست

دنبه تو مزرعه چکار می کند

حیله گری

ار تو عزتی مه حرمتم

ار تو کولی مه غروتم

اگه تو عزتی من حرمتم

اگه تو کولی ای من غربتی ام

 

ار بد نووه گرگ و میش وایک

می زین

اگه بد نباشه گرگ و میش باهم زندگی می کنند

آدم های دو بهم زن

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :

۱۴- متن ترانه لری بزران

بزران

بزران یا بزراون فعل امر حاضر و به معنی " به صدا در بیاور" می باشد. منظور از آن به صدا در آوردن زنگ(در قافله کوچ کنندکان) یا دوچیز فلزی مانند بهم خوردن سکه هائی که کنار جلیقه زنان می دوزند است. برخی نیز بزران را  به معنی " بچرخان"(در مراسم چوبی چرخش رقصندگان) گرفته اند. در هر صورت بزران در موسیقی لری در مقام سنگین سماع اجرا و خوانده می شود:

 

متن ترانه لری بزران

ترجمه

بزران بزران بزرانمه

مال دوس بار کرد پا برانمه

دته جون برات گوش به و دنگم

بیچاره تونم زریایه زنگم

دمکت بار بنه دم دمانکم

سرمه عطاری پر چمیلت کم

اگر میلکت فراموشم بو

سفیدی کفن بالاپوشم بو

بزران بران بزرانمه

یه دما دوسه گرگرانمه

ایواره دیمت و طرازه مای

ذهنم کور نکه شیوه نازه مای

بزران بزران بزرانمه

یه دما دوسه پا برانمه

گران گرتمه چی دار بلی

مر علاجم که د زیر بلی

بزران بزران یکه تیره مهیه قاصد که دوس دیرنمه

ایواره دیمت بر ومال نکی

یه آبادی چول وکور جهال نکی

بزرانه بزرانه بزرانمه

نازک صه مهدی دستگیرانمه برکیزه جانمه

نازک صه مهدی و سا بال مای

چی کور جهالی ارا مال مای

بزران بزران تو عزیزکم میوه رنگ وارنگ سر پائیزکم

صد یارم داشتو هر تو یارمی

یار که قدیم نو شکار می

دسمال دست بیلا دو تا بو

یکی اورشم یکی کتان بو

بزراون بزراون قآو گردین شیرین

کینه میلکت کی آیته تینین

بزران بزران بزرانمه

یه دمادوسه لرزه جانمه

دته یو بنشین دنیا یه دمه

دوس و دوس کفتن خیلی ستمه

بزران بزران صو شفق جنگه

کل دسم قطار پر ساکم شنگه

هم دوس هم دوشمه حیرونه مکی

صد آبادی چول و ویرونه مکی

بزران بزران دی شفق بازه

برایل حاضر بون وقت نمازه

دوم هوره نگرد بازش زحمت دیری

دعا صه مادی خاص حکمت دیری

بزران بزران صو شفق جنگه

کسی خوف مکی پر ساکم شنگه

پی تاپیتت برشن چای گل دمه

دنیا چی ناکس ناخاطر جمه

بزران بزران زنگ زرانمه

یه دما دوسه پا برانمه

زنگ را بصدا در بیاور زنگ من بصدا در آمده است

خانه دوست بار کرد و پای من از رفتن به منزل اوبریده شد

دختر جان برادرت به بانگ صدایم گوش کن

بیچاره تو هستم کوس رسوائی عشقم زده شده است

دهانت را بر دهان من بگذار

تا سرمه عطاری را  در چشمانت پر کنم

اگر میل به تو را فراموش کنم

کفن سفید تن پوش من باد

زنگ را بصدا در بیاور زنگ من بصدا در آمده است

بعد از رفتن دوست آتشی در درون من زبانه می کشد

غروب دیدمت راست و با ابهت می آمدی

ذهنم را کور مکن تو بشیوه ای نازنین می امدی

زنگ را بصدا در بیاور زنگ من بصدا در آمده است

بعد از رفتن دوست پایم از منزل او بریده است

چون هیزم های درخت بلوط آتش از درونم زبانه می کشد

مگر تو مرا در زیر درخت بلوط درمان کنی

زنگ را بصدا در بیاور آن تنها تیر و نشان من است

او قاصد دوست دیرین من است

غروب دیدمت به منزل نخواهی رسید

یک آبادب را تنها با پسر جوانی مکن

زنگ را بصدا در بیاور زنگ من بصدا درآمده است

نازک سید مهدی(دختری که خواستگاران زیادی داشته) نامزد من است ای برادر او کوزه جان من است

نازک سید مهدی باوقار قدم برمیدارد

مانند پسر جوانی که به منزل می آید

زنگ را بصدا در بیاور ای تو عزیزترینم

ای میوه رنگارنگ من در آغاز پائیز

اگر صد یار داشته باشم همانا تو یارمی

تو همان یار قدیم و نو شکارم هستی

دستمال دستت بگذار دوتا باشد

یکی ابریشم و یکی کتان باشد(کنایه از داشتن دو معشوق یکی نرمخو و یکی تندخو است)

زنگ را بصدا در بیاور ای قاب گردن شیرین

در میان کسانی که میل به تو دارند چی کسی تشنه توست ؟

زنگ را بصدا در بیاور زنگ من بصدا در آمده است

بعد از رفتن دوست لرزشی بجانم افتاده است

دختر بیا بنشین دنیا دمی بیش نیست

با دوست بی وفائی کردن ستم بسیاری است

زنگ را بصدا در بیاور صبح زود جنگ شروع می شود

تمام دستانم پر از قطار و ساکم پر از فشنگ است

هم دوست هم دشمن را حیران می کند

صد آبادی را خالی از سکنه و ویران می کند

زنگ را بصدا در بیاور دوباره صبح شفق است

برادران حاضر شوید که وقت نماز است

دنبال آئای او نگرد یافتنش زحمت دارد

تنها دعای سید مهدی حکمت خوبی دارد

زنگ را بصدا در بیاور صبح فردا جنگ است

کسی نترسد که ساکم پر از فشنگ است

پی در پی چای گل دم بریز

دنیا چون ناکس خاطر جمع نیست

زنگ را بصدا در بیاور زنگ رسوائی من زده شد

بعد از رفتن دوست پایم از منزلش برید

  
نویسنده : لر دوست ; ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤
تگ ها :